ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

506

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

از اين ملاحظات معلوم مىشود كه منابع مكتوب در كتاب اوليا چلبى نقش عمده ندارد و اثر وى غالبا بر مشاهدات عينى متّكى است . به همين جهت مطالب او از محمّد عاشق و حاجى خليفه اصيل‌تر است و دربارهء مناطق و اقوامى كه اين مؤلّفان از آن سخن كرده‌اند ، منبعى مستقل است . با اين همه نبايد در اعتماد به روايت وى افراط كرد ، بخصوص كه اوليا چلبى معمولا از منابعى كه گهگاه بدون توجّه خواننده به متن آمده يادى نمىكند . به علاوه ، تا حدّى خودپسند و اغراقگوست و بدتر از همه آنكه گاهى حقايق را تحريف مىكند ، و عجب نيست اگر پاره‌اى خطاها و قضاوتهاى نادرست به كتاب راه يافته است . به همين جهت بايد مطالعهء كتاب و استفاده از آن در تحقيق علمى با احتياط و دقّت كامل انجام گيرد و بىگفت و گو نتايجى كه به اين ترتيب به دست مىآيد براى محقّق اهميت بسيار دارد . 178 تشنر نيز مانند ديگر دانشورانى كه نظرشان را دربارهء اوليا چلبى آورديم ، به حق وى را جغرافىشناسى بزرگ دانسته و در زمينهء جغرافياى توصيفى تركان مقام صدارت را به او داده است . چنان كه محمّد عاشق مكتب جغرافيايى مرسوم و رايج در قرون وسطا را به سر برد ، سلسلهء جغرافىشناسان جهانگرد شرق كه آفاق را بگشتند و مناطق را زير پا گذاشتند ، با اوليا چلبى خاتمه مىيابد . 179 كوششهاى مقدماتى براى مطالعهء اوليا چلبى و تحقيقاتى كه در اين باب شده با اهميت وى تناسب ندارد . سانسور مطبوعات در تركيه قضيّه را پيچيده‌تر كرد و از سال 1843 / 1258 ه . فقط منتخباتى از جلد اوّل و اقتباساتى ناچيز از جلدهاى بعد انتشار يافت كه نمىتوانست انديشه‌اى از مجموع كتاب به دست بدهد . به سال 1896 - 1897 / 1314 - 1315 ه . نجيب عاصم چاپ كامل كتاب را از روى يك نسخهء موجود در استانبول آغاز كرد و پس از انتشار جلد ششم به سال 1900 / 1318 ه . مدّتى دراز كار متوقّف ماند . به سال 1928 جلد هفتم و هشتم در آمد ، 180 و متعاقب آن به سال 1935 جلد نهم و عاقبت به سال 1938 جلد دهم منتشر شد و اين سه جلد اخير به حروف لاتينى بود . با صرف نظر از اختلاف و تفاوت قسمتهاى اين چاپ ، كه نتيجهء نيم قرن انتظار براى ختم كتاب است ، نمىتوان آن را يك چاپ علمى و جوابگوى حاجات محقّق دانست . متن به روش انتقادى آماده نشده ، به علاوه ، دستكارى سانسور در شش جلد اوّل آشفتگى بسيار پديد آورده است . 181 بدين جهت به يك چاپ علمى تازه نياز هست كه همهء نسخه‌هاى خطّى موجود را در نظر بگيرد . 182 در آغاز قرن نوزدهم هامر بعضى مطالب لغوى اوليا چلبى را دربارهء زبان كردى و تاتارى 183 و پس از آن به سالهاى 1834 و 1846 و 1850 جلد اوّل و دوّم را از روى نسخهء انجمن سلطنتى آسيايى ترجمه كرد . خاورشناس مذكور طبق معمول خود در اينجا نيز نقش پيشاهنگ و كاشف راه تازه را ايفا كرد ، ولى معايب معمولى كارهاى وى نيز وجود داشت . در اثناى قرن بعد تقريبا كارى نشد بجز ترجمهء جلد